الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

100

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

انصافى از او مىخواهيد ؟ گفتند : او از ما دست بردارد و ما از او دست برداريم . نه او با ما جدال كند و نه ما با او ، و نه او با ما جنگ كند و نه ما با او جنگ كنيم ، و اين دعوت و آيين دلها را از يك ديگر دور كرده و تخم كينه كاشته و خشم رويانده است . ( 1 ) ابو طالب گفت : اى برادر زاده ! پسر عموها و خويشاوندانت از تو مىخواهند كه انصاف دهى و از آنان خويشتن دارى كنى و آنان هم از تو خويشتن دارى كنند . پيامبر ( ص ) فرمود : عمو جان ! اگر پسر عموهايم مىخواستند نسبت به من انصاف دهند دعوت و نصيحت مرا مىپذيرفتند و خداوند عز و جل به من فرمان داده است مردم را به آيين حنيف كه همان آيين ابراهيم است فراخوانم . هر كس دعوت مرا بپذيرد براى او در پيشگاه خداوند رضوان و جاودان زيستن در بهشت خواهد بود و هر كس سرپيچى و طغيان كند با او ستيز مىكنم تا خداوند خود ميان ما حكم فرمايد و خداوند بهترين حكم‌كنندگان است . ( 2 ) قريش گفتند : اى ابو طالب ! از او بپرس آيا خداوند او را ويژهء ما فرستاده است يا براى همهء مردم . ابو طالب گفت : اى برادر زاده آيا براى همهء مردم برانگيخته‌شده‌اى يا فقط براى قوم خود ؟ فرمود : براى همهء مردم از سپيد و سياه و سرخ و عرب و غير عرب مبعوث شده‌ام و سوگند به كسى كه جان من در دست اوست من همگان را ، سپيد و سياه را و هر كس را كه بر سر كوهها و جزاير درياهاست به اين آيين فرا مىخوانم و فارسيان و روميان را هم همين امسال به اين كار فرا مىخوانم . ( 3 ) قريش سرگردان شدند و با نخوت و تكبر به ابو طالب گفتند : آيا مىشنوى برادرزاده‌ات چه مىگويد ؟ به خدا سوگند اگر ايرانيان و روميان اين سخن را بشنوند ما را از سرزمين خود بيرون مىكنند و سنگهاى كعبه را يكى يكى خواهند كند ، و خداوند اين آيه را نازل فرمود : ( 4 ) « و گفتند اگر پيروى كنيم هدايت را ، با تو ربوده شويم از زمين خود . آيا ما براى آنان جايگاه نساختيم حرم امنى را كه جمع كرده مىشود به سوى آن ثمرهاى هر چيزى ، روزى از نزد ما ، و ليكن بيشتر آنها نمىدانند . » « 1 » ( 5 ) و در مورد اين سخن آنان كه سنگهاى كعبه را يكى يكى از بن خواهند كند ،

--> ( 1 ) . آيهء 57 سورهء بيست و هشتم ( قصص ) است . در مورد اين آيه و آيهء قبل آن در تفاسير بحث شده است . در مآخذ فارسى ، رك . به : صفحات 470 تا 475 جلد 8 ، تفسير ابو الفتوح رازى ، چاپ مرحوم آقاى شعرانى . م .